محمد ابراهيم آيتى

297

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

بستگان آن مسلمان ، مسلمانان را به فريادرسى خواستند و فتنه بالا گرفت [ 1 ] . رسول خدا بعد از پاسخ درشتى كه از سران « بنى قينقاع » شنيد ، « أبو لبابه » را در مدينه به جانشينى خود بر گماشت و آنان را از نيمهء شوّال يا اوّل ذى القعدهء سال دوم محاصره كرد ، تا به تنگ آمدند و تسليم شدند و با اصرار « عبد اللّه بن أبيّ » از كشتن آنان در گذشت و « عبادة بن صامت » را كه مانند « عبد اللّه بن أبيّ » با آنان پيمان داشت ، امّا بر خلاف « عبد اللّه » [ 2 ] براى نقض عهدى كه كردند از پيمانشان بيزارى جست و كنار رفت ، فرمود تا : از مدينه بيرونشان كند و آنها به « أذرعات » شام رفتند و اموالشان پس از إخراج خمس بر مسلمانان قسمت شد . غزوهء سويق ذى حجهء سال دوم ، 22 ماه بعد از هجرت أبو سفيان در بازگشت از بدر به مكّه ، نذر كرد كه تا با محمّد جنگ نكند ، و انتقام بدر را نگيرد ، با زنان آميزش نكند ، پس با دويست سوار از قريش بيرون آمد و راه « نجديّه » را در پيش گرفت ، تا در يك منزلى مدينه نزد كوهى به نام « ثيب » فرود آمد و شبانه به محلّهء « بنى نضير » رفت و خواست « حيىّ بن أخطب » را ببيند ، اما او در به روى أبو سفيان نگشود ، پس أبو سفيان نزد « سلّام بن مشكم » رفت ، و بر وى درآمد ، سلّام از أبو سفيان به گرمى پذيرائى كرد و او را از شراب سيراب كرد و بر اسرارى مطّلعش ساخت ، آنگاه در آخر همان شب نزد أصحاب خود بازگشت و با مردانى به سوى مدينه تاخت ، تا در ناحيه‌اى به نام « عريض » نخلستانهائى و نيز چند خانه و مقدارى كاه را آتش زدند و مردى از أنصار را با هم‌پيمانش در كشتزارشان يافتند و كشتند و سپس به مكّه بازگشتند .

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 51 ، چاپ مصطفى الحلبى ، 1355 ه . م . [ 2 ] - آيات 51 - 56 سورهء مائده دربارهء عبد اللّه ، و عباده نازل شده است .